صفتAdjektiv

agil

معانی

• Wenn es um den Sieg ging, wurde der alte Mann wieder höchst agil.وقتی پایِ پیروزی در میان بود، آن مردِ سالخورده دوباره بسیار چابک می‌شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی