اسمNomen

Akkord

der

معانی

جمع: Akkordeملکی: Akkords
• Wenn man von der Grundstellung der Akkorde ausgeht, entsteht das Dur durch die große Terz, das Moll durch die kleine Terz.اگر از حالتِ پایه‌یِ آکوردها آغاز کنیم، ماژور از فاصله‌یِ سومِ بزرگ و مینور از فاصله‌یِ سومِ کوچک به‌وجود می‌آید.
جمع: Akkordeملکی: Akkords
• Seine Lieder bringen Liebe ins Leben, jeder Akkord ist ein Glücksmoment.آهنگ‌هایِ او عشق را به زندگی می‌آورند؛ هر آکورد لحظه‌ای از خوشبختی است.
ملکی: Akkords
• Pro Fließband arbeiten 15 Frauen und Männer im Akkord.در هر خطِ تولید، پانزده زن و مرد به‌صورتِ کارِ قطعه‌ای مشغول‌اند.
ملکی: Akkords
• Den französischen Inhabern, welche dem Akkord beitreten, bleiben alle weitergehenden Vorteile gewahrt.برایِ صاحبانِ فرانسویِ که به این قرارداد ملحق می‌شوند، همه‌یِ مزایایِ بیشتر همچنان محفوظ می‌ماند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی