اسمNomen

Aktion

die
جمع: Aktionen
ملکی: Aktion

معانی

• Die Organisation startete eine Aktion gegen den Hunger in der Region.آن سازمان کمپینی علیه گرسنگی در آن منطقه راه‌اندازی کرد.
• Seine spontane Aktion rettete dem Kind das Leben.اقدامِ خودجوشِ او جانِ آن کودک را نجات داد.
• Die Armee plante eine militärische Aktion an der Grenze.ارتش یک عملیاتِ نظامی را در مرز برنامه‌ریزی کرد.
• Der Richter bewertete die Aktion des Pferdes beim Trab.داور حرکتِ پاهایِ اسب را هنگامِ یورتمه ارزیابی کرد.
• In der Quantenmechanik spielt die Aktion eine zentrale Rolle.در مکانیکِ کوانتومی، کنش نقشی محوری ایفا می‌کند.
• Der Supermarkt hat diese Woche eine Aktion auf Kaffee.سوپرمارکت این هفته قهوه را با تخفیفِ ویژه عرضه می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی