Aktivität
معانی
1. کاری که کسی انجام میدهد یا بهعهده میگیرد؛ فعالیت در حوزهای مشخصبیشتر▾
2. روندی که در جایی و در زمانی مشخص در حالِ وقوع است؛ مجموعهیِ فرآیندهایِ درحالِجریانبیشتر▾
3. حالتِ فعالبودن، عملکردن، انجامِ وظایف یا اجرایِ برنامههابیشتر▾
4. (زمینشناسی) حرکت در بخشی از پوستهیِ زمینبیشتر▾
5. (فیزیک) تعدادِ هستههایِ اتمیِ یک مادّهیِ رادیواکتیو که در واحدِ زمان (معمولاً هر ثانیه) واپاشی میکنندبیشتر▾
6. (شیمی) معیارِ واکنشپذیریِ مؤثر و غلظتِ یک ماده در مخلوطهایِ واقعی نسبتبه محلولِ ایدئال، برحسبِ مولبرلیتربیشتر▾
7. (بیوشیمی) ویژگیِ آنزیم در تسریع یا تأثیرگذاری بر واکنشهایِ شیمیاییِ بدنبیشتر▾
8. (بیوشیمی) ویژگیِ یک ژن برایِ عملکردن بهعنوانِ الگو در تولیدِ پروتئینبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
