صفتAdjektiv

akzeptabel

akzeptabelakzeptableram akzeptabelsten

معانی

• Als überzeugter Verfechter von Kompromissen war er immer auf der Suche nach Lösungen, die für alle Beteiligten akzeptabel waren.او که مدافعِ سرسختِ سازش بود، همواره در جست‌وجویِ راه‌حل‌هایی بود که برایِ همه‌یِ طرف‌ها قابلِ قبول باشد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی