قید حالتModaladverb
alias
معانی
1. همچنین موسوم به؛ نیز بهنامِ...بیشتر▾
• Die Polizei fahndete nach dem Verbrecher Baumann alias Müller.پلیس در جستوجویِ آن مجرم، باومان معروف به مولر، بود.
2. (تحقیرآمیز) با نامِ مستعار/جعلیِ...بیشتر▾
• Der Betrüger trat unter dem Namen Schmidt alias Meier auf.آن کلاهبردار با نامِ اشمیت، با نامِ مستعارِ مایر، ظاهر میشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
