صفتAdjektiv
alkoholisch
معانی
1. حاویِ الکلبیشتر▾
• Von allen alkoholischen Getränken ist der Wein das edelste Getränk.از میانِ همهیِ نوشیدنیهایِ الکلی، شراب نجیبترین نوشیدنی است.
2. (شیمی) مربوط به فرآیندِ تولیدِ الکلبیشتر▾
• Bei der alkoholischen Gärung wird Zucker durch Hefe in Alkohol umgewandelt.در تخمیرِ الکلی، قند توسطِ مخمر به الکل تبدیل میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
