1صفتAdjektiv

alle

معانی

• Das Bier ist alle.آبجو تمام شده است.
• Nach dem Marathon war ich total alle.پس از ماراتن، کاملاً از پا افتاده بودم.
2
ضمیر مبهمIndefinitpronomen
جمع
فاعلی (Nominativ)alle
مفعولی مستقیم (Akkusativ)alle
مفعولی غیرمستقیم (Dativ)allen
ملکی (Genitiv)aller

معانی

• Alle waren mit dem Ergebnis zufrieden.همه از نتیجه راضی بودند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی