قید حالتModaladverb
allenfalls
معانی
1. حداکثر؛ در بدترینِ حالتبیشتر▾
• Ich weiß, wie weit ich allenfalls gehen darf.میدانم حداکثر تا کجا مجازم پیش بروم.
2. احتمالاً؛ در صورتِ لزوم، اگر پیش بیایدبیشتر▾
• Man sollte bedenken, was allenfalls noch kommen könnte.باید در نظر گرفت که احتمالاً چه چیزِ دیگری ممکن است پیش بیاید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
