صفتAdjektiv
allerbest
| allerbest | — | am allerbesten |
معانی
1. بهترینِ همه؛ عالیترین (صورتِ تشدیدشدهیِ صفتِ عالیِ «gut»)بیشتر▾
• Für das wenige Geld, das sie bereit sind auszugeben, wollen sie natürlich trotzdem allerbeste Qualität.با وجودِ پولِ کمی که حاضرند خرج کنند، طبیعتاً باز هم بهترینِ کیفیت را میخواهند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
