صفتAdjektiv
allmächtig
معانی
1. بسیار توانا؛ قادرِ مطلقبیشتر▾
• Manche hielten Amerika damals für allmächtig.برخی در آن زمان آمریکا را قادرِ مطلق میدانستند.
2. (محاورهای، بهصورتِ ندا) خدایا!، وای خدا! (بیانِ شگفتی یا دلخوری)بیشتر▾
• Allmächtiger, was ist denn hier passiert?خدایا، اینجا چه اتفاقی افتاده؟
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
