صفتAdjektiv
alpin
معانی
1. مربوط به کوهستانهایِ مرتفع (آلپ)؛ کوهستانیبیشتر▾
• Die Landschaft dort oben ist typisch alpin.منظرهیِ آنجا کاملاً کوهستانی (شبیهِ آلپ) است.
2. (ورزش) مربوط به اسکیِ آلپاین (در تقابل با اسکیِ نوردیک)بیشتر▾
• Er startet in der alpinen Kombination bei der Weltmeisterschaft.او در ترکیبیِ آلپاین در مسابقاتِ قهرمانیِ جهان شرکت میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
