als
معانی
1. بهعنوانِ ...، در نقشِ ... (بیانِ هویت/سِمَتِ چیزی یا کسی)بیشتر▾
2. از (پس از صفتِ تفضیلی، برایِ بیانِ نابرابری/تفاوت)بیشتر▾
3. همانند، بههماناندازهیِ (با so/ebenso، برایِ بیانِ برابری)بیشتر▾
4. بهطوریکه ... نه (بیانِ نتیجهیِ منفی، در ساختارِ zu + صفت + als dass)بیشتر▾
5. وقتیکه، در حالیکه (بیانِ همزمانیِ دو رویداد، زمانِ گذشته)بیشتر▾
6. وقتیکه (بلافاصله پس از، بیانِ توالیِ دو رویداد)بیشتر▾
7. و هم، همچنین (در ساختارِ همبستهیِ sowohl... als auch)بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
