اسمNomen
Altertum
das/[ˈaltɐtuːm]
جمع: Altertümer
ملکی: Altertums
معانی
1. (فقط مفرد) دورانِ باستان؛ عصری که تمدنهایِ حوزهیِ مدیترانه و خاورِ نزدیک را از دورانِ ماقبلِ تاریخ تا آغازِ قرونِوسطی در بر میگیردبیشتر▾
• Schon im Altertum zirkulierten Wissen und kulturelle Praktiken zwischen den einzelnen Hochkulturen.همان زمان در دورانِ باستان، دانش و رسومِ فرهنگی میانِ تمدنهایِ بزرگ در جریان بود.
2. (در دلِ دورانِ باستان) عصرِ باستانِ یونان-روم؛ آنتیکبیشتر▾
• Das klassische Altertum ist schon seit langem zur griechisch-römischen Antike geworden.دورانِ باستانِ کلاسیک از دیرباز به همان دورانِ باستانِ یونان-روم بدل شده است.
3. (فقط جمع: Altertümer) اشیا، آثار و میراثِ فرهنگیِ برجایمانده از دورانِ باستانبیشتر▾
• Insbesondere die Altertümer Mesopotamiens erlitten nach dem letzten Irak-Krieg hohe Verluste.بهویژه آثارِ باستانیِ بینالنهرین پس از آخرین جنگِ عراق دچارِ خسارتِ سنگینی شدند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
