صفتAdjektiv

altklug

معانی

• Er ist ein altkluges Kind, das gern alles besser weiß.او کودکی زودرس و گستاخ است که دوست دارد همه‌چیز را بهتر از دیگران بداند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی