صفتAdjektiv

ambulant

معانی

• Früher zogen ambulante Händler von Dorf zu Dorf, um ihre Waren zu verkaufen.پیش‌تر، فروشندگانِ دوره‌گرد از روستایی به روستای دیگر می‌رفتند تا کالاهایشان را بفروشند.
• In fortgeschrittenen Fällen erscheint jedoch eine ambulante Betreuung nicht mehr möglich.با این‌حال، در مواردِ پیشرفته، مراقبتِ سرپایی دیگر ممکن به‌نظر نمی‌رسد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی