صفتAdjektiv
amorph
معانی
1. بیشکل، فاقدِ فرمِ مشخص (بهویژه دربارهٔ موادی که ساختارِ بلورین ندارند)بیشتر▾
• Glas gilt als amorpher Stoff, weil seine Moleküle keine geordnete Kristallstruktur bilden.شیشه مادهای بیشکل بهشمار میرود، زیرا مولکولهایش ساختارِ بلوریِ منظمی تشکیل نمیدهند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
