صفتAdjektiv

amtlich

معانی

• Sie benötigen ein amtliches Formular, um den Antrag zu stellen.برایِ ارائهٔ درخواست، به یک فرمِ رسمی نیاز دارید.
• Der Beamte handelte in amtlicher Eigenschaft.آن مأمور در مقامِ رسمیِ خود اقدام کرد.
• Nun ist es amtlich.حالا دیگر رسمی و قطعی است.
• Er setzte eine amtliche Miene auf, um wichtig zu wirken.او چهره‌ای جدی و رسمی به‌خود گرفت تا مهم به‌نظر برسد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی