صفتAdjektiv
analytisch
| analytisch | analytischer | am analytischsten |
معانی
1. تحلیلی، تجزیهای (در تقابل با ترکیبی)بیشتر▾
• Der Forscher wandte eine analytische Methode an, um das Problem zu lösen.پژوهشگر برایِ حلِ آن مسئله، روشی تحلیلی بهکار برد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
