صفتAdjektiv
andauernd
معانی
1. (محاورهای) پیوسته، دائم، هموارهبیشتر▾
• Er ist andauernd krank.او دائماً بیمار است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
