قید حالتModaladverb
andererseits
معانی
1. از سویِ دیگر؛ در مقابل (معمولاً در جفتِ einerseits...andererseits)بیشتر▾
• Einerseits möchte er reisen, andererseits fehlt ihm das Geld dafür.او از یکسو میخواهد سفر کند، از سویِ دیگر پول برایش کم دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
