قید حالتModaladverb
anders
معانی
1. بهگونهای متفاوت؛ جور دیگربیشتر▾
• Sie denkt über dieses Thema ganz anders als ich.او دربارهٔ این موضوع کاملاً متفاوت از من فکر میکند.
2. دیگر (همراه با ضمایرِ پرسشی/نامعین)؛ کسِ دیگر/چیزِ دیگربیشتر▾
• Ich habe niemand anders gesehen.من کسِ دیگری را ندیدم.
3. (قدیمی) اگر چنانچهبیشتر▾
• Wenn anders meine Vermutung stimmt, wird er bald kommen.اگر چنانچه حدسِ من درست باشد، او بهزودی خواهد آمد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
