صفتAdjektiv
andersartig
| andersartig | andersartiger | am andersartigsten |
معانی
1. ازنوعِ دیگر، ازگونهای متفاوتبیشتر▾
• Er hat eine andersartige Denkweise als seine Kollegen.او طرزِ فکرِ متفاوتی نسبت به همکارانش دارد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
