صفتAdjektiv
andersfarbig
معانی
1. بهرنگی دیگر، همرنگنبودنبیشتر▾
• Sie ändern sich in andersfarbiger Umgebung und bei verändertem Licht.آنها در محیطی با رنگِ دیگر و نورِ تغییریافته، تغییر میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
