اسمNomen
Andrang
der
ملکی: Andrang(e)s
معانی
1. ازدحام، هجومِ جمعیت به مکانیبیشتر▾
• In dem klassizistischen Veranstaltungszentrum im Herzen Athens herrscht am Dienstagabend solcher Andrang, dass sich Kameramänner kurzerhand auf die Stühle stellen.در آن مرکزِ همایشِ نئوکلاسیک در قلبِ آتن، عصرِ سهشنبه چنان ازدحامی حاکم است که فیلمبردارها بیدرنگ رویِ صندلیها میایستند.
2. هجوم/جریانِ شدیدِ چیزی (مثلاً مواد)بیشتر▾
• Der letzte von drei Dämmen hielt bisher dem Andrang des glühenden Magmas stand.آخرین سد از میانِ سه سد، تاکنون در برابرِ هجومِ ماگمایِ مذاب مقاومت کرده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
