قید حالتModaladverb

aneinander

[ˌanʔaɪ̯ˈnandɐ]

معانی

• Bei dem Sturm hielten sich die Wanderer aneinander fest.در آن طوفان، کوهنوردان خودشان را به هم چسباندند (محکم گرفتند).
• Nach einigen Wochen hatten sich die neuen Kollegen aneinander gewöhnt.بعد از چند هفته، همکاران جدید به هم عادت کرده بودند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی