اسمNomen
Anfall
der
جمع: Anfälle
ملکی: Anfalls
معانی
1. (کهنه) حمله، یورشبیشتر▾
• Ein feindlicher Anfall wurde erfolgreich abgewehrt.یک حملهٔ دشمن با موفقیت دفع شد.
2. بروزِ ناگهانی و کوتاهِ یک بیماری یا حالت جسمی/روحیبیشتر▾
• Er erlitt einen schweren Anfall von Schwindel.او دچار یک حملهٔ شدیدِ سرگیجه شد.
3. (معمولاً مفرد) میزانِ محصول یا برداشتِ بهدستآمدهبیشتر▾
• Der Anfall an Getreide war in diesem Jahr besonders hoch.امسال محصولِ غلات بسیار زیاد بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
