صفتAdjektiv

angeheiratet

معانی

• Er ist nur ein angeheirateter Onkel von mir.او فقط عموی سببیِ من است (از طریقِ ازدواج خویشاوند شده).

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی