صفتAdjektiv
angepasst
| angepasst | angepasster | am angepasstesten |
معانی
1. هماهنگشده و متناسب با شرایط یا نیازهای موجود (دربارهی چیزها)بیشتر▾
• Man forderte angepasste Öffnungszeiten für die Kinderbetreuung.خواستارِ ساعاتِ کاریِ متناسب با شرایط برای مهدکودکها شدند.
2. (دربارهی افراد، غالباً منفی) همرنگِ جماعت، سازشکار و بیچونوچرا پیرو نظمِ موجودبیشتر▾
• Früher waren sie so angepasst, heute rebellieren sie.قبلاً اینقدر همرنگِ جماعت بودند، امروز طغیان میکنند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
