صفتAdjektiv

angespannt

معانی

• Er überlegte angespannt, wie er das Problem lösen könnte.او با تمرکزِ زیاد فکر می‌کرد که چگونه آن مسئله را حل کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی