صفتAdjektiv
ängstlich
معانی
1. زودترسو، مضطرب و نگرانبیشتر▾
• Er wirkte hörbar ängstlich, als er antwortete.وقتی جواب میداد، محسوس بود که مضطرب و نگران است.
2. بیشازحد دقیق و موشکافانه (در انجامِ کاری)بیشتر▾
• Sie hielt sich ängstlich genau an die Vorschriften.او بیشازحد دقیق و موشکافانه مقررات را رعایت میکرد.
3. (منطقهای) نداشتنِ عجله، فوری نبودن (در ترکیبِ منفی «mit etw. nicht ängstlich sein»)بیشتر▾
• Mit der Antwort war er nicht ängstlich.برای جواب دادن عجلهای نداشت.
4. (کهنه) وحشتآور، دلهرهآوربیشتر▾
• Eine ängstliche Stille legte sich über die Stadt.سکوتی دلهرهآور بر شهر حاکم شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
