اسمNomen
Anhänger
der
جمع: Anhänger
ملکی: Anhängers
معانی
1. تریلر، واگنکِ یدکی (که به خودرو یا قطار وصل میشود)بیشتر▾
• Ein Lastwagen mit Anhänger blockierte die Straße.یک کامیون با تریلر جاده را مسدود کرده بود.
2. آویز، پلاکِ زینتی (جواهرات)بیشتر▾
• Sie trug einen goldenen Anhänger um den Hals.او یک آویزِ طلا به گردن داشت.
3. برچسب یا اتیکتِ چمدانبیشتر▾
• Er befestigte den Anhänger am Koffer.او برچسب را به چمدان وصل کرد.
4. (منطقهای) حلقه یا آویزِ کوچکِ روی لباسبیشتر▾
• An dem Mantel war ein kleiner Anhänger angenäht.روی آن پالتو یک آویزِ کوچک دوخته شده بود.
5. هوادار، طرفدار (فردی که از حزب، عقیده یا تیمی حمایت میکند)بیشتر▾
• Er ist ein leidenschaftlicher Anhänger seiner Partei.او یک هوادارِ پرشورِ حزبِ خود است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
