اسمNomen

Anhänger

der
جمع: Anhänger
ملکی: Anhängers

معانی

• Ein Lastwagen mit Anhänger blockierte die Straße.یک کامیون با تریلر جاده را مسدود کرده بود.
• Sie trug einen goldenen Anhänger um den Hals.او یک آویزِ طلا به گردن داشت.
• Er befestigte den Anhänger am Koffer.او برچسب را به چمدان وصل کرد.
• An dem Mantel war ein kleiner Anhänger angenäht.روی آن پالتو یک آویزِ کوچک دوخته شده بود.
• Er ist ein leidenschaftlicher Anhänger seiner Partei.او یک هوادارِ پرشورِ حزبِ خود است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی