قید حالتModaladverb
anheischig
معانی
1. (ادبی، فقط در عبارتِ ثابتِ «sich anheischig machen») داوطلب شدن، متعهد شدن به انجامِ کاریبیشتر▾
• Er machte sich anheischig, die Arbeit in drei Wochen zu vollenden.او متعهد شد که کار را ظرفِ سه هفته به پایان برساند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
