اسمNomen

Anschluss

der/[ˈanʃlʊs]
جمع: Anschlüsse
ملکی: Anschlusses

معانی

• Man kann das nicht mit dem Anschluss einer Waschmaschine vergleichen.این را نمی‌توان با وصل‌کردن یک ماشین لباسشویی مقایسه کرد.
• Der Krieg führte 1867 zum Anschluss des Herzogtums Schleswig an Preußen.جنگ در سال ۱۸۶۷ به الحاق دوک‌نشین شلسویگ به پروس انجامید.
• Er hat den letzten Anschluss verpasst.او آخرین اتصال را از دست داد.
• Er wollte den Anschluss an die Spitzengruppe halten.او می‌خواست در گروه پیشتاز بماند.
• In ihrer neuen Schulklasse findet sie kaum Anschluss.او در کلاس جدیدش به‌سختی با دیگران ارتباط برقرار می‌کند.
• Die Spülmaschine arbeitet günstiger, wenn sie an einem Anschluss für Warmwasser hängt.ماشین ظرفشویی وقتی به انشعاب آب گرم وصل باشد مقرون‌به‌صرفه‌تر کار می‌کند.
• Fugen und Anschlüsse sollten luftdicht verschlossen werden.درزها و محل‌های اتصال باید کاملاً هوابند بسته شوند.
• Im Anschluss an die Sitzung wird getanzt.پس از جلسه رقص برگزار می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی