اسمNomen

Auge

das/[ˈaʊ̯gə]
جمع: Augen
ملکی: des Auges

معانی

• Sie hat blaue Augen.او چشم‌هایِ آبی دارد.
• Das Auge des Gesetzes wacht über die Stadt.چشمِ قانون (پلیس) بر شهر نظارت می‌کند.
• Wer hat die meisten Augen geworfen?چه کسی بیشترین نقطه را آورد؟
• Der König zählt beim Skat vier Augen.شاه در بازیِ اسکات چهار امتیاز دارد.
• Die Suppe hat viele Augen.روی سوپ لکه‌هایِ چربیِ بسیاری شناور است.
• Beim alten Radio zeigte das magische Auge die Senderabstimmung an.در رادیویِ قدیمی «چشمِ جادویی» تنظیمِ ایستگاه را نشان می‌داد.
• Aus jedem Auge der Kartoffel treibt ein neuer Trieb.از هر جوانه‌یِ سیب‌زمینی یک شاخه‌یِ تازه می‌روید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی