اسمNomen

Ausflug

der/[ˈaʊ̯sfluːk]
جمع: Ausflüge
ملکی: Ausflug(e)s

معانی

• Was hältst du davon, wenn wir heute zum Kaffeetrinken einen kleinen Ausflug machen?نظرت چیست امروز برای خوردن قهوه یک گردش کوچک برویم؟
• Der Torwart wagte in der 20. Minute einen Ausflug ins Mittelfeld.دروازه‌بان در دقیقه‌ی ۲۰ به میانه‌ی زمین پیش رفت.
• Mit dem Konzert wagte der Musikverein einen Ausflug in die Filmmusik.انجمن موسیقی با این کنسرت گامی به سوی موسیقی فیلم برداشت.
• Die Taube kehrt nach Ausflügen immer wieder in den Schlag zurück.کبوتر پس از هر پرواز همیشه به کبوترخانه برمی‌گردد.
• Die Tauben haben täglich eine Stunde Ausflug.کبوترها هر روز یک ساعت پرواز آزاد دارند.
• Sobald die Taube den Taubenschlag erreicht hat, wird sie beim Einspringen in den Ausflug erfasst.به‌محض رسیدن کبوتر به کبوترخانه، هنگام پریدن به دریچه‌ی ورود ثبت می‌شود.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی