اسمNomen
Ausland
das/[ˈaʊ̯slant]
ملکی: Ausland(e)s
معانی
1. خارج از کشور؛ کشورهای بیگانهبیشتر▾
• Er verbrachte seinen Urlaub im Ausland.او تعطیلاتش را در خارج از کشور گذراند.
2. کشورهای خارجیِ دارای روابط اقتصادی یا سیاسی با کشور خودی (در برابر داخل کشور)بیشتر▾
• Das Geschäft mit dem Ausland war gut.تجارت با خارج رونق داشت.
3. (منسوخ) غربت، دیار بیگانهبیشتر▾
• Ins Ausland lasse ich mein Mündel auf keinen Fall heiraten.بههیچوجه اجازه نمیدهم تحتسرپرستم به دیار بیگانه ازدواج کند.
4. همهی مردم کشورهای بیگانه؛ جهان خارجبیشتر▾
• Das Ausland interessierte sich für uns.خارج از کشور به ما علاقهمند شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
