Bad
معانی
1. آبِ حمام؛ مقدارِ زیادی آب که انسان برایِ نظافت، آرامش یا درمان در آن فرو میرودبیشتر▾
2. عملِ حمامکردن برایِ نظافت، آرامش یا درمانبیشتر▾
3. حمام؛ فضایِ خصوصیِ خانه که وان یا دوش در آن قرار داردبیشتر▾
4. استخر/مجموعهیِ شنایِ عمومیبیشتر▾
5. (بهعنوانِ لقبِ رسمی) شهرکِ دارایِ چشمههایِ آبِ معدنیِ طبیعی؛ آبگرمبیشتر▾
6. (شیمی) ظرفِ حاویِ مایعی که با قرارگرفتنِ یک جسم در آن، واکنشی رخ میدهد؛ حمامِ شیمیاییبیشتر▾
7. (شیمی) عملِ واردکردنِ یک جسم به درونِ مایع بهقصدِ ایجادِ واکنشبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
