صفتAdjektiv
baldig
| baldig | — | baldigst |
معانی
1. قریبالوقوع، نزدیک؛ که بهزودی رخ میدهدبیشتر▾
• Auf baldiges Wiedersehen!بهامیدِ دیدارِ زودهنگام!
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
