اسمNomen

Ball

der

معانی

جمع: Bälleملکی: Balles
• Die Kinder warfen sich lachend den Ball zu.بچه‌ها می‌خندیدند و توپ را به هم پرتاب می‌کردند.
جمع: Bälleملکی: Balles
• Am Abend sank die Sonne wie ein großer, feuriger Ball hinter den Bergen.غروب، خورشید مانندِ توپی بزرگ و آتشین پشتِ کوه‌ها فرو نشست.
جمع: Bälleملکی: Balles
• Die Familie lud alle Verwandten zu einem großen Ball ein.خانواده همه‌یِ خویشاوندان را به یک بالماسکه‌یِ بزرگ دعوت کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی