اسمNomen

Ballast

der
جمع: Ballaste
ملکی: Ballastes

معانی

• Das Schiff musste zusätzlichen Ballast aufnehmen, um im Sturm stabil zu bleiben.کشتی مجبور شد بارِ وزنیِ اضافی بگیرد تا در طوفان پایدار بماند.
• Nach der Trennung fühlte sie sich, als hätte sie einen großen Ballast abgeworfen.بعد از جدایی، حس کرد انگار باری سنگین را از دوش برداشته است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی