اسمNomen
Ballast
der
جمع: Ballaste
ملکی: Ballastes
معانی
1. بارِ وزنی؛ محمولهیِ بیارزشی که فقط برایِ ایجادِ تعادلِ وزنی (در کشتی، بالن و غیره) حمل میشودبیشتر▾
• Das Schiff musste zusätzlichen Ballast aufnehmen, um im Sturm stabil zu bleiben.کشتی مجبور شد بارِ وزنیِ اضافی بگیرد تا در طوفان پایدار بماند.
2. (مجازی) بارِ اضافی و زائد؛ چیزی که مانعِ حرکت یا آزادیِ فرد میشودبیشتر▾
• Nach der Trennung fühlte sie sich, als hätte sie einen großen Ballast abgeworfen.بعد از جدایی، حس کرد انگار باری سنگین را از دوش برداشته است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
