اسمNomen
Ballon
der/[baˈlɔ̃ː], [baˈlɔŋ], [baˈloːn]
جمع: Ballons
ملکی: Ballons
معانی
1. بادکنک؛ توپِ بزرگِ پر از هوا یا گازبیشتر▾
• Zum Geburtstag hingen bunte Ballons an der Decke.برایِ جشنِ تولد، بادکنکهایِ رنگارنگ از سقف آویزان بود.
2. بالن؛ وسیلهیِ پرندهیِ سبکتر از هوا که با هوایِ گرم یا گاز پر میشودبیشتر▾
• Bei Sonnenaufgang stiegen mehrere Ballons in den Himmel.هنگامِ طلوعِ آفتاب، چند بالن به آسمان برخاستند.
3. بطریِ شیشهایِ بزرگِ گنبدیشکل با گردنِ کوتاه (برایِ نگهداریِ مایعات)بیشتر▾
• Der Wein wurde in einem großen gläsernen Ballon gelagert.شراب در یک بطریِ شیشهایِ بزرگ نگهداری میشد.
4. بالنِ پزشکی؛ وسیلهیِ بادکنکیشکلِ قابلِانبساط که در بدن (مثلاً درونِ رگ) برایِ بازکردنِ مسیر بهکار میرودبیشتر▾
• Der Arzt setzte während der Operation einen kleinen Ballon zur Erweiterung der Arterie ein.پزشک در طولِ عمل، یک بالنِ کوچک برایِ بازکردنِ سرخرگ بهکار برد.
5. (محاورهای، طنزآمیز) کله، سربیشتر▾
• Er bekam im Streit eins vor den Ballon.در دعوا یکی محکم به کلهاش خورد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
