اسمNomen

Balsam

der
جمع: Balsame
ملکی: Balsams

معانی

• Sie träufelte den lindernden Balsam in die Wunde.او بالسامِ تسکین‌دهنده را در زخم چکاند.
• Das war Balsam auf ihren Schmerz.آن، مرهمی بود بر دردش.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی