اسمNomen
Balsam
der
جمع: Balsame
ملکی: Balsams
معانی
1. بالسام؛ ترکیبِ خوشبو و درمانگرِ رزینها و روغنهایِ فرّاربیشتر▾
• Sie träufelte den lindernden Balsam in die Wunde.او بالسامِ تسکیندهنده را در زخم چکاند.
2. (مجازی، ادبی) مرهم؛ چیزی که تسلی و آرامش میدهدبیشتر▾
• Das war Balsam auf ihren Schmerz.آن، مرهمی بود بر دردش.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
