اسمNomen

Band

das / der / die

معانی

جمع: Bänderملکی: Bandes
• Sie band das Geschenk mit einem roten Band.او هدیه را با نواری قرمز بست.
جمع: Bänderملکی: Bandes
• Die Fabrik produziert am laufenden Band neue Autos.کارخانه به‌طورِ پیوسته و بی‌وقفه خودروهایِ جدید تولید می‌کند.
جمع: Bänderملکی: Bandes
• Nichts konnte die Bande der Liebe zwischen ihnen zerreißen.هیچ‌چیز نتوانست پیوندهایِ عشق میانِ آن دو را پاره کند.
جمع: Bändeملکی: Bandes
• Schillers Werke erschienen in zehn Bänden.آثارِ شیلر در ده جلد منتشر شد.
جمع: Bandsملکی: Band
• Die Band trat vor Tausenden Fans auf.آن گروهِ موسیقی برایِ هزاران طرفدار اجرا کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی