اسمNomen

Bande

die

معانی

جمع: Bandenملکی: Bande
• Eine Bande von Mordbrennern überfiel das Dorf.دسته‌ای از آتش‌افروزان به روستا حمله کردند.
جمع: Bandenملکی: Bande
• Ihr seid mir eine schöne, wilde Bande!عجب دسته‌یِ شلوغی‌اید شما!
جمع: Bandenملکی: Bande
• Eine Bande von Musikanten zog durch die Straßen.دسته‌ای از نوازندگان از میانِ خیابان‌ها می‌گذشتند.
جمع: Bandenملکی: Bande
• Er spielte den Ball über die Bande.او توپ را از کنارهٔ زمین به‌طورِ غیرمستقیم زد.
جمع: Bandenملکی: Bande
• Im Spektrum zeigte sich eine dichte Bande von Linien.در طیف، باندی متراکم از خطوط دیده می‌شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی