اسمNomen

Bankett

das

معانی

جمع: Banketteملکی: Banketts
• Zu Ehren des ausländischen Gastes wurde ein Bankett gegeben.به‌افتخارِ میهمانِ خارجی، ضیافتی برگزار شد.
جمع: Banketteملکی: Banketts
• Ein einsamer Wagen musste halb aufs Bankett ausweichen.خودرویی تنها مجبور شد نیمی از مسیرش را روی شانه‌یِ جاده براند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی