اسمNomen
Bankett
das
معانی
1. ضیافت؛ مهمانیِ رسمیِ غذاخوریdas Bankettبیشتر▾
جمع: Banketteملکی: Banketts
• Zu Ehren des ausländischen Gastes wurde ein Bankett gegeben.بهافتخارِ میهمانِ خارجی، ضیافتی برگزار شد.
2. حاشیه/شانهیِ جاده؛ بخشی از سطحِ جاده بیرون از خطِ سوارهرو (نوارِ کنارِ جاده)das Bankettبیشتر▾
جمع: Banketteملکی: Banketts
• Ein einsamer Wagen musste halb aufs Bankett ausweichen.خودرویی تنها مجبور شد نیمی از مسیرش را روی شانهیِ جاده براند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
