اسمNomen
Bankrotterklärung
die
جمع: Bankrotterklärungen
ملکی: Bankrotterklärung
معانی
1. اعلامِ ورشکستگی؛ اعلامِ رسمیِ ناتوانی در پرداختِ بدهیهایِ خودبیشتر▾
• Die Bankrotterklärung war seit längerem erwartet worden, weil die Firma ihren Zahlungsverpflichtungen nicht mehr nachkommen konnte.اعلامِ ورشکستگی مدتی بود که انتظار میرفت، چون شرکت دیگر نمیتوانست به تعهداتِ پرداختیاش عمل کند.
2. (مجازی، رایجتر) اعترافِ ضمنی به شکستِ کامل؛ عملی که ناکامیِ تماموکمالِ کسی تلقی میشودبیشتر▾
• Der Rücktritt des Ministers war eine politische Bankrotterklärung.استعفایِ وزیر، اعترافی آشکار به شکستِ کاملِ سیاسی بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
