Bär
معانی
1. خرس؛ پستاندارِ گوشتخوارِ تنومند و پرپوست (مثلِ خرسِ قهوهای، خرسِ قطبی، پاندا)بیشتر▾
2. خرسِ عروسکی؛ عروسکِ پارچهایِ نمادِ خرس (تدی)بیشتر▾
3. (محاورهای) لقبِ محبتآمیز برایِ مردی درشتهیکل و پرمو، یا حیوانی بزرگ و پشمالوبیشتر▾
4. (بورس) نزولگرا؛ کسی که روی افتِ قیمتِ سهام شرط میبندد (در برابرِ Bulle = گاوِ صعودگرا)بیشتر▾
5. (نجوم) صورتِ فلکیِ خرسِ بزرگ یا خرسِ کوچکبیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
