صفتAdjektiv
barbarisch
[baʁˈbaːʀɪʃ]
معانی
1. وحشیانه، ظالمانه؛ بیرحم و خشنبیشتر▾
• Die Behandlung der Gefangenen war barbarisch.رفتار با زندانیان وحشیانه بود.
2. بسیار بیفرهنگ و ناتراشیدهبیشتر▾
• Sein Benehmen bei Tisch war geradezu barbarisch.رفتارِ او سرِ میز واقعاً بیفرهنگ بود.
3. (محاورهای) بهشدت، فوقالعاده (پیش از صفت یا قیدِ دیگر)بیشتر▾
• Draußen ist es barbarisch kalt.بیرون بهشدت سرد است.
4. (تاریخی) غیریونانیبیشتر▾
• Die Tempel standen inmitten einer barbarischen Umgebung.آن معابد در میانِ محیطی غیریونانی/بیگانه قرار داشتند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
