اسمNomen
Becken
das
جمع: Becken
ملکی: Beckens
معانی
1. ظرفِ بزرگ، پهن و کمعمق برایِ مایعات؛ لگنبیشتر▾
• Sie wusch sich die Hände in einem Becken aus Marmor.او دستهایش را در لگنی از سنگِ مرمر شست.
2. (زمینشناسی) گودالِ بزرگِ پرآب در سطحِ زمین؛ حوضهبیشتر▾
• Das Thüringer Becken zählt zu den bedeutendsten Landschaften Deutschlands.حوضهیِ تورینگن یکی از مهمترین نواحیِ آلمان است.
3. (کالبدشناسی) کمربندِ استخوانیِ بسته در پایینِ تنه؛ لگنِ خاصرهبیشتر▾
• Der Arzt untersuchte nach dem Sturz das Becken der Patientin.پزشک پس از افتادن، لگنِ خاصرهیِ بیمار را معاینه کرد.
4. سازِ کوبهای متشکل از دو صفحهیِ فلزیِ بشقابمانند؛ سنج (معمولاً بهصورتِ جمع در ارکستر)بیشتر▾
• Die Becken erklangen laut am Ende der Symphonie.سنجها در پایانِ سمفونی بهصدا درآمدند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
